رضا

بایگانی برای 2009

ماه پیشانو…

در Uncategorized در اوت 28, 2009 در 12:44 ب.ظ.

دلمو میگی از این روزا خونتر نبوده..

آخ میدونی تموم کسایی که تو 30 سال گذشته واسه دهمون زحمت کشیدن یا تو زندان کد خدان یا رفتن ده بالا که دست چماقدارای کدخدا بهشون نرسه…

میگن تو زندان کدخدا همه به صراط مستقیم بر میگردن ؛ لابد همینطوره که همه کسایی که زندان و می چرخونن خودشون پاک ترین ادمای دهاتن… بدتر از همه اینکه وقتی میرن تو  و بر میگردن کلاً فرق میکنن ؛ مثلاً حاج محمدآقا (محمد توپولو) دیگه نمیشه بهش گفت توپولو…اینقدر کم کرده که خانم های ده که رفتن شهر و رژیم از دکترای شهر گرفتن نتونستن تو این چند روز اینقدر کم کنن…

خدا رفتگان شما رو بیامرزه…ننه جون من همیشه می گفت هر وقت دلت تنگ شد ما پیشانو رو بخون دلت وا میشه..گُفتمش آهای ماه پیشانو
گفت جونِِ جونوُم . . . جونِ جونوُم آخ جونِ جونوُم

گُفتمش بگو غنچه گُل کو
گفتش لبونُم . ……… . جونِ جونوُم آخ جونِ جونوُم

گُفتمش چرا ماه پیشانو نا مهربونی؟
گفت میخوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی

گُفتمش فدای غمزه گِردُم. . دلخوشُم که تو رو نومزه کِردُم
پیش پات می شینُم دو زانو آه ماه پیشانو جون ماه پیشانو

کدخدا خودشو جانشین سوشیانت می داند!

در Uncategorized در اوت 8, 2009 در 7:27 ب.ظ.

این یکی رو نمیشه باور کرد که کدخدا با استناد به چند تا کتاب قدیمی نه کتاب اصلی ما و حرف استاد مفتاح و چند نفر دو و وری خودش ؛ ادعای نیابت از سوشیانس کرده…

اخه پدر آمرزیده ؛ یه ده هزار نفری چه نیازی به سوشیانس داره…؟؟

مثل اینکه کدخدا بد تو جوه… هیشکی هم نیست از تو جو خارجش کنه..

دیگه نمیشه ؛ چیزی گفت و نوشت ؛ از این به بعد مخالفت با کدخدا ؛ مخالفت با سوشیانت و اهورامزدا تلقی میشه..

از ما که گدشت ؛ خدا به بچه ها مون رحم کنه…

از همین الان یه عده از مردم ده دارن جمع میکنن برن ده بالا واسه زندگی….کدخدا هم عین خیالش نیست ، شاید فکر میکنه کدخدای یه ده خالی بودن بهتر از کدخدای یه عده مخالفه…شاید

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.